به بهترین وبلاگ جهان خوش آمدید !!!



بهترین مجله اینترنتی سرگرمی ،اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی فارسی زبانان جهان




به دلیل تنوع و گستردگی مطالب لطفا در ابتدا مطالب مورد علاقه

خود را از قسمت موضوعات مطالب سمت راست انتخاب نمایید





برای حمایت از ما ، وبلاگ را لینک بفرمائید

ما نیز متعاقبا شما را لینک خواهیم نمود




دوستان طرفدار این وبلاگ ، جهت امتیازدهی به

وبلاگ و انتخاب وبلاگ برتر در سمت راست و کمی

پایین تر ، دو لینک امتیازدهی قرار داده ایم .

لطفا وبلاگ خود را در هر دو لینک فراموش نکنید !

واقعـــی ! من عزرائیلم !

این قضیه میگن واقعیت داره و توی جاده ورامین - تهران اتفاق افتاده .
مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با 
قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه 
دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :آقا منو میشناسی ؟ 
راننده میگه : نه 
یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟ 
راننده 
میگه : نه. شما ؟ 
مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ 
یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ 
راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. 
بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن .... Big GrinBig GrinBig Grin

اهمیت فکر کردن

روزی  یک فرشته سراغ مردی نیکوکار امد.به او گفت:(من مامورم  به پاداش کارهای خوبی که انجام داده ای یک ارزویت رابراورده کنم و تو یک روز وقت داری ارزویت رابه من بگویی)همسرش گفت:(بچه ای ارزو کن.)چون ان ها بچه دار نمی شدند.مادرش خواست ارزو کند چشم های اورا که مادرزاد کور بود بینا کند.پدرش گفت:(پسرم  من از اول زندگیم فقیرونداربودم وتورا با نداری بزرگ کردم پس برای من پول و طلا ارزو کن . مرد چون خانواده اش را خیلی دوست داشت ونمی توانست از خواست هیچکدام از انها بگذرد . به فکر فرو رفت و ساعتها فکر کرد . که چه ارزویی بکند که دل کسی نشکند و خودش هم به ارزویش برسد.فردای ان روز فرا رسید و فرشته نزد او امد .و گفت :(ارزویت را بگو .مرد گفت:(ارزو میکنم یک سال بعد همین موقع مادرم بچه ی مرا در گهواره ایی از طلا ببیند . ارزوی او یکی بود .و فرشته ان را براورده کرد .

مورد داشتیم...!

مورد داشتیم پشت کامیون نوشته بود:رفیق بی کیلیپس مادر!  

*

مورد داشتیم دختره با نامزدش به هم زده چون با رنگ لاکش ست نبود!

*

مورد داشتیم که بچه 6ساله از باباش ایپد می خواست ولی اون وقت من بچه بودم نهایت ارزوم این بود که مادرم بذاره دستگیره چرخ خیاطیشو یک دور بچرخونم!

*

مورد داشتیم که پسره به دوست دختر 103 کیلوییش می گه جوجو!

*

مورد دااشتیم گفتن مدیران مدارس پسرانه اعلام کردند روز اول مهر ماه سر صف ابروها چک می شوند!

*

مورد داشتیم کلاغه تو کیلیپس دختره لونه درست کرده بود.اشتباهی فکر کرده بود درخته!

زندگی نامه امیر کبیر

محمد تقی در حدود 1186 در فرهان زاده شد

پدرش ، کربلایی محمد قربان ، آشپز و ناظر دستگاه قائم مقام فرهانی بود . مادرش ، فاطمه  ( فاطمه سلطان ) دختر استاد شاه محمد بنا اهل فرهان و شاغل در دستگاه قائم مقام بود

محمد تقی در خاندان قائم مقام و در میان فرزندان و برادر زادگان او رشد و نمو کرد . او کودکی و نوجوانی را در محیط دستگاه میرزابزرگ قائم مقام و پسرش میرزاابولقاسم قائم مقام - که هردو وزیر عباس میرزا شاهزاده اصلاح طلب ایرانی بودند - گذرانددر واقع امیر میهن دوستی و استقلال طلبی را از عباس میرزا و دو وزیر بلند آوازه اش آموخت .

امیر خیلی زود در آن محیط فضل و ادب و سیاست ، پیشرفت کرد و فن نویسندگی را آموخت استعداد و هوش بالای امیر از چشمان تیزبین قائم مقام پنهان نماند که سبب پیشرت های بسیاری در آینده برای امیر شد

پس از گذراندن دورهه ای تحصیل و مسئولیتهای  کم اهمیت در سال  1207 به همراه هیاتی به سرپرستی  خسرومیرزا برای عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف در ایران راهی روسیه شد  .  وظیفه امیر در این سفر  سیاسی  منشیگری و ارسال گزارش عملکرد هیات برای قائم مقام بود این سفر از  1/ 1208  تا  12/1208 طول کشید

حدود اوایل  1216  به مقام وزارت نظام اذربایجان - که مهمترین شهر آن دوران بعد از تهران بود --  منصوب شد و در ماه مهر همان سال  به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد و امیرنظام رنگنه برای ملاقات با امپراتور روسیه به ایروان رفت .

در اردیبهشت 1222 از سوی دولت ایران مامور شرکت در کنفرانس ارزنۀ الروم شداین کنفرانس که با حضور نمایندگان روس و انگلیس در کشور عثمانی برگزار می شد مامورین داشت که به اختلافات و نبردهای ریشه دار بین دوکشور ایران و عثمانی خاتمه دهد  او در این ماموریت تسلط خود را به امور سیاسی   به خوبی نشان داد و مورد تحسین نمایندگان سیاسی روس و انگلیس قرار گرفت  نتیجه این کنفرانس که به عهندنامه ارزنۀ الروم بود  در حقیقت اولین دست پخت سیاسی امیر بود که یک نگاه ساده به این عهد نامه و عهد نامه های پیشین نشانگر میزان تسلط امیر بر امور ساسی را نمایانگر میسازد و نشان میدهد که تا چه اندازه فکر استقلال این کشور پهناور را در سر میپرورانده است .

 هنگامی که محمد شاه قاجار در 13 شهریور  1227  برابر با 4 سپتامبر 1848 در گذشت او مقدمات سفر ناصرالدین میرزا را به تهران فراهم کرد .  او در ابتدا با فراهم نمودن مبلغ 30 هزار تومان از بازار تبریز به همراه سربازان موجود در تبریز که حدود 30 هزار نفر بودند به سمت تهران به راه افتاد و لیاقت امیر در امر آراستن و رهبری سپاه سبب شد تا در محلی به نام چمن توپچی از سوی شاه جدید به لقب امیر نظام ملقب گردد .

شاه شب شنبه  28 مهر ماه 1227 در تهران بر تخت سلطنت جلوس کرد و در همان شب امیر نظام را به عالیترین لقب و منصب کشوری یعنی اتابک اعظم  ملقب کرد و از این تاریخ بود که در واقع امیر  شخص اول مملکت و مسئول امور کشوری و لشکری شناخته شد

  مضمون دسخط شاه به امیر چنین بود :

ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم  و شما  را مسئول هر خوب و بدی که اتفاق افتد میدانیم همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم ، کمال اعتماد و وثوق داریم و به جز شما به هیچ شخص دیگری چنین اعتقادی نداریم وبه همین جهت این دست خط را نوشتیم

 

مشکلاتی که از دوره قبل برای امیر باقی مانده بود عبارتن از :

خرانه تهی کشور

شورش در ایالات به ویژه فتنه سالار در خراسان

بی نظمی و اختلاف در کلیه امور کشوری و لشکری

 یعنی به قول معروف سنگ روی سنگ بند نبود در سرزمین پهناور ایران ، که این  ریشه  در زمامداری افراد نالایقی چون حاج میرزا آقاسی و دیگر بی کفایتان داشت . همچنین  علاوه بر مشکلات بالا این را هم باید افزود و ان هیجاناتی است که پس از مرگ شاه معمولا در ایران به وقوع می پیوست

امیر با پشتکاری شگفت انگیز دست به اصلاحات زد و در این زمینه به موفقیتهای چشمگیری نایل آمد که به راستی اعجاب انگیز بود

فهرستی هر چند کوتاه از خدمات ملی امیر که او را کبیر کرد :

اصلاحات عمومی :

مصمم گشت که تشکیلات اداری کشور را یکسره اصلاح کند

خرید و فروش حکومت و ولایات را براندازد

طبقه دهقان را از دست ستمگریهای گذشته آزاد نماید

اصول مالیاتی کشور را تغییر دهد

خزانه کشور را سر و سامان داد

از مواجب و مستمریهای گزاف شاهزادگان و درباریان و دیوانیان و روحانیون کاست

برای پادشاه حقوق ثابت تعیین نمود

بر عایدات دولت افزود و میان  دخل و خرج دولت موازنه ایجاد نمود

 

اصلاحات نظام :

مشاقان نظامی اروپا استخدام کرد

به تربیت صاحب منصبان جدید پرداخت

فوج هیای جدید تازه ایجاد کرد و حتی از ایلات و عشاید سرحدی هنگ نظامی جدید ایجاد نمود

ساخلوهای دایمی مرزی ایجاد نمود

کارخانه اسلحه سازی و توپ ریزی احداث کرد

لباس متحد الشکل نظامی برای سربازان و صاحب منصبان ایجاد نمود

درجه های نظامی را تحت قانون جدیدی مشخص گردید

 

اصلاح دستگاه عدالت :

دیوانخوانه و دارالشرع را بر اصول تازه ای  بنیاد نمود

امور عرف و شرع را از هم جدا نمود

اقلیت های مذهبی زردشتی ، مسیحی  و یهودی را از اجحاف ها رهانید

آیین بست نشستن را شکست و حکومت قانون را استوار کرد

 

اصلاحات اخلاق مدنی  :

رشوه دادن ، دزدی و پیشگش دادن حکام ، دیوانیان و لشکریان   را بر انداخت

تملق گویی و القاب و عناوین ناپسندیده اهل دولت و مدیحه سرایی شاعران را منسوخ نمود

هرزگی ، لوطی بازی ، قداره کشی و عربده کشیدن مستانه در کوی و برزن را از بین برد

 

 اصلاح امور شهری :

چاپار خانه و پست جدید راه انداخت

آبله کوبی را تعمیم داد

جزوه هایی در مبارزه با آبله و وبا در میان مردم و ملایان منتشر کرد

یخچال ها را از آلودگی پاک کرد

به سنگفرش کردن کوچه و بازار همت گماشت

نخستین بیمارستان دولتی را بنا نمود

برای حرفه پزشکی امطحان طبی مقرر ساخت

از نهر کرج آب به تهران آورد

 

نشر دانش و فرهنگ نو :

مدرسع دارالفنون را بنا نمود

از فرنگستان استادان قابلی استخدام نمود

به ترجمه کتاب های اروپایی همت گماشت

چاپخانه های جدید بنا نمود

روزنامه وقایع اتفاقیه را تاسیس نمود

هیاتی از مترجمان زبانهای مختلف تشکیل و باب روزنامه های فرنگی را به ایران باز نمود

 

رواج صنعت :

کارخانه های مختلف صنعتی و پارچه بافی ایجاد نمود

از اهل فن چند نفری را به روسیه فرستاد تا فنون غربی بیاموزند

در رقابت با کالا های خارجی از صنعت ملی دفاع نمود

به استخراج معادن دست زد و آن را تا 5 سال ار مالیات معاف نمود

استادان معدن شناسی استخدام نمود و مجمع الصنایعی از مصنوعات ایران تاسیس کرد و محصولات ایران را به نمایشگاه لندن فرستاد

 

توسعه کشاورزی :

چندین سد بر رود خانه ها ساخت

زراعت بعضی محصولات را معمول ساخت

شیلات خزر را از اتباع روس گرفت و به ایران شپرد

به آبادانی خوزستان توجه مخصوصی نمود

 

پیشرفت در تجارت :

از بازرگانان داخلی و  خارجی ایرانی پشتیبانی کامل نمود

بر میزان صادرات ایران افزود و از واردات کالاهای لوکس و غیر ضروری جلوگیری نمود

تیمچه امیر را به عنوان مجمع بازرگانان بنا نمود و تجارت ایران را سرو سامان داد

 

برخود امیر با دین نو ظهور :

امیر در برخورد با دین اوران جدید یعنی سید محمد علی باب و پیروانش هیچ گونه نرمش  و مدارایی از خود نشان نداد و با دین اوری به مقابله برخواست زیرا آن را مغایر با وحدت ملی و استقلال ایران میدانست

امیر دوبار ازدواج کرد  همسر اول او دختر عمویش یعنی دختر حاج شهبازخان بود نام او را جان جان خانم گفته اند ، امیر از همسر اول خود سه فرزند داشت  ، میرزا احمد خان مشهور به امیر زاده و دو دختر

امیر به هنگام صدارت از هسر اول خود جدا شده  و در جمعه  27 بهمن 1227 با عزت الدوله ، تنها خواهر تنی ناصرالدین شاه ازدواج کرد . از عزت الدوله نیز دو دختر داشت . عزت الدوله با اینکه خواهر تنی شاه بود اما در سرا شیبی سقوط و تباهی  دولت امیر هیچگاه اورا تنها نگذاشت ،  تلاش بسیار کرد تا از جان  امیر در مقابل ستم برادر خود پاسداری کند اما نتوانست نام او نیز به  عنوان الگوی وفاداری زن ایرانی همیشه در تاریخ این مرز و بوم زنده خواهد ماند

منش شخصی و رفتار سیاسی امیر سخت مورد ستایش و توجه همگان قرار گرفت . حتی بیگانگان نیز هنگامی که میخواهند در باره او ودولتش مطلبی بنگارند ، بدون توجه به دول بیگانه در سقوط دولت او لب به تحسین و ستایش میگشایند


دلایل سقوط امیر کبیر :

دلایل این سقوط را باید از دو دید مورد بررسی قرار داد 

1-      عوامل داخلی

2-       عوامل خارجی

 

نقش دولتهای خارجی به ویژه روس و انگلیس در تباهی دولت اکیر آشکار استو در واقع بدیهی است و در واقع همان گونه که استبداد دشمن ازادی است اسعمار نیز دشمن استقلال است

امیر به استقلال ایران جان تازه ای بخشید و اقتدار دولت مرکزی را به رخ جهانیان کشیده بود .

عوامل داخلی بر اندازی  عبارتند از ناراضیان درباری ، شاهزادگان متضرر شده از تعدیل مواجب ، ورشکستگان سیاسی که در دولتهای پیشین سیاستهای حکومتیشان با شکست مواجه شده واینک از دریچه چشم حسد به اصلاحات امیر مینگریستند همه این افراد در زیر مهد اولیا مادر شاه گرد آمده و به تحریک و دسیسه علیه امیر مشغول بودند

اما همه این عوامل تا روزی که شاه از دولت امیر حمایت میکرد هیچ کاری از پیش نمیبرد. در حقیقت مهمترین عامل داخلی سرنگونی دولت امیر را میباید در ماهیت استبدادی حکومت در کشورهای شرقی جستجو کرد بدون تردید یکی از ویژگی های مهم حکومت های اسبدادی و فردی ، تحمل نکردن اقتدار و ارزش اجتماعی فرد دیگری غیر از مستبد حاکم است. شاه نتوانست اقتدار و شکوه امیر را تحمل کند ، همان گونه که هیچ مستبد برتری و اقتدار شخص دیگری را در حوزه حکومت خوش بر نمیتابد

 ابتدا شاه تلاش کرد تا از اختیارات امیر بکاهد کمتر او را به دربار احضار میکرد  و دستخط های خود را خطاب به دیگران نوشت  ، شاه رفته رفته عرصه را بر امیر تنگ کرد امیر هم که طالب این خدمات نبود و نیست  و برای خود سوای زحمت و تمام شدن عمر حاصلی نمیداند طی نامه ای به شاه از او میخواهد  که پرده های را کنار زده و نیت اصلی خود را آشکار کند تا امیر هم بدان ها گردن نهد

پس از کشمکشهای سیاسی بین شاه و امیر سر انجام شاه در  22 آبان ماه سال 1230 حکم عزل امیر را از صدارت اعلام نمود

 

متن نامه شاه :

چون صدارت عظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد و تحمل این مشقت بر شما دشوار است شما را از آن معاف کردیم  باید به کمال اطمینان مشغول عمارت نظام باشید و یک قبضه شمشیر و یک قطعه نشان که علامت  ریاست کل کراست فرستادیم و به آن کار اقدام نمایید تا امر محاسبه و سایر امور را به دیگر چاکران که قابل باشند واگذاریم

 

اما شاه حکم عزل امیر را با راحتی خیال و آسودگی صادر نکرد او متوجه محبوبیت امیر در بین توده های مردم و سپاهیان بود و به همین جهت به اشتباه فکر میکرد که امیر ممکن است در مقابل حکم عزل خود واکنش نشان دهد وعلیه شاه درست به اقدام خشونت آمیز بزند

شاه در فرمان عزل امیر ابتدا امیر ار  از وزارت بر کنار ساخت ولی عمارت نظام را برای چند روزی باقی گذاشت تنها کسی که در این روزها بین امیر و شاه وساطت کرده و میخواست بین آن دو آشتی بر قرار کند ، عزت الدوله همسر امیر و خواهر شاه بود

امیر سعی نمود با شاه ملاقات نماید و حداقل از خام شدن کارهای پخته جلوگیری کنداما تلاش های او نتیجه ایی در بر ندارد  امارت نظام او هم چندی بیش نپایید  میرزاآقاخان نوری ، صدراعظم تازه به روی کار آمده که در دوران سلطنت محمد شاه قاجار به دلیل اختلاس و رشوه خواری شلاق خورده بود وابستگان پول پرست خود را مصدر کارهای نظام قرار داد و در امور سپاه مداخله میکرد امیر به تنگ آمده و در نامه ای به شاه  چنین نوشت

 

این غلام نمیتواندنظم دهد ، بی نظمی هم کار از پیش نمیرود ... این درد غلام را میکشد که فردا مردم گویند آن نظم میرزاتقی خان گذشت . مرگ را برخود گواراتر از این حرف میداند ... امر امر جهان مطاع است

 

شاه به نامه امیر عتنایی نکرد و برعکس تصمیم گرفت که اورا به حکومت کاشان به حال تبعید بفرستد ولی عمل نابخردانه دالگورکی ، سفیر روس در تهران که  اعضای سفارت  روس را به منزل امیر فرستاد و شایع کرد امیپراتور روسیه ، امیر را زیر چتر حمایتی خود گرفته ، شک ، تردید و خشم را در دل شاه افزونتر کرد

 

امیر سرانجام در روز  29 بهمن سال 1230 از کلیه خدمات دولتی محروم شد

سرانجام شاه بر اثر دسیسه های داخلیو  خارجی فرمان قتل امیر را خطاب به حاج علی خان مراغه ای حاجب الدوله  معروف به آقا علی طادر کرد

متن  فرمان  شاه برای قتل امیرکبیر :

چاکر آستان ملائک پاسبان فدوی خاص دولت ابد مدت حاج علی خان پیشخدمت ، خاصه فراشباشی دربار سپهر اقتدار مامور است که به فین کاشان رفته میرزاتقی خان فرهانی را راحت نماید و در انجام این ماموریت بینالاقران مفتخر و به مراحم خسروانی مستظهر بوده باشد

 

در مرود قتل نیز چنین آمده است که چون حاج علی خان با همراهانش به باغ فین رسیدند علی اکبر بیک چاپار دولتی را دیدند که منتظر بیرون آمدن امیر از حمام بود که جواب نامه مهدعلیا را به عزت الدوله بگیرد فراشباشی با ماموران خود وارد حمام شدند و راه ورود و خروج حمام را بستند و سپس فراش باشی فرمان شاه را ارئه نمود امیر خواست عزت الدوله را ببیند و یا وصیت کند که اعتماد السساطنه اجازه نداد پس امیر به دلاکش دستور داد تا رگ های هر دو بازویش را بزند

داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی | عاشقانه و آموزنده

Define Romance


داستان رمانتیک

بدون شک یکی از بهترین و ارزان ترین راه های تقویت زبان خوندنه. با خوندن علاوه بر اینکه به طور ضمنی و ناخودآگاه گرامر تقویت می شه، لذت خوندن کمک می کنه که بادگیری شیرین تر باشه.

داستان های انگلیسی طرفداران زیادی برای خود دارند. داستان از آنجاییکه میخواهد به در پایان به نتیجه برسد همواره خواننده و ربان آموز را برای رسیدن به انتها و متوجه شدن نتیجه آن هیجان زده نگه می دارد و این خود انگیزه ای برای ادامه داستان می شود. برای استفاده از این روش آموزش انگلیسی بهتر است ابتدا از داستان های کوتاه شروع کرده و رفته رفته به داستان های بلند و نهایتا کتاب ها و رمان های انگلیسی روی بیاورید. خواند داستان با صدای بلند می تواند شما را در روخوانی صریح زبان انگلیسی یاری کند

بهترین وبلاگ جهان تقدیم میکند

..

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
Why do you like me..? Why do you love me?
I can't tell the reason… but I really like you
You can't even tell me the reason… how can you say you like me?
How can you say you love me?

.

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا"‌دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

.

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
Proof ? No! I want you to tell me the reason
Ok..ok!!! Erm… because you are beautiful,
because your voice is sweet,
because you are caring,
because you are loving,
because you are thoughtful,
because of your smile,

.

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه.. باشه!!! میگم… چون تو خوشگلی،
صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
با ملاحظه هستی،
بخاطر لبخندت

،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
The Guy then placed a letter by her side
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
No! Therefore I cannot love you
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
Because of your smile, because of your movements that I love you
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you

.

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

.

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
Does love need a reason?
NO! Therefore!!
I Still LOVE YOU…
True love never dies for it is lust that fades away
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away

.

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه!معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

.

Immature love says: "I love you because I need you"
Mature love says "I need you because I love you"
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"

.

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
"ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم
"سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه"

ترجمه کلمه “دوستت دارم” به ۲۳ زبان رایج دنیا با تلفظ فارسی

I love you All Languages

دوستت دارم به ۲۳ زبان مشهور دنیا

آیا شما هم دوست ندارید به صورت معمولی ابراز علاقه کنید؟ آیا با دختری اسپانیایی آشنا شده اید و دوست دارید به زبان خودش به او ابراز علاقه کنید؟ آیا پسر مورد علاقه شما لهستانیست و دوست دارید به زبان خودش به او بگویید دوستت دارم؟ حالا جدا از اینکه برای دوستی یا ازدواج با یک شخص غیر هم زبان نیاز به یادگیری زبان اوست ولی ما در ادامه "دوستت دارم " را به همه زبان ها ترجمه کرده ایم به همراه تلفظ فارسی ان. که میتوانید برای گفتن به یک شخص گذرا مثلا در اتوبوس یا در سفر خود از آنها استفاده کنید

 

ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ..……………ﺁﯼ ﻻﻭ ﯾﻮ!……………………!I love you

ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ …………………ﺗﯽ ﺁﻣﻮ!..……………………!Ti amo

ﺍﺳﭙﺎﻧﯿﺎﯾﯽ .……………ﺗﻪ ﮐﻮﯾﺮﻭ !………………………!Te quiro

ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ .…………ﺍﯾﺶ ﻟﯿﺒﻪ ﺩﯾﺶ!………………!Ich liebe dich

ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ..……………………ﺗﻪ ﺩﻭﻩ!….……………………!Te dua

ﺗﺮﮐﯽ .…………… ﺳﻨﯽ ﺳﻮﯾﻮﺭﻭﻡ! ..…………… !Seni seviyurom

ﭘﺮﺗﻐﺎﻟﯽ .………………… ﺍﻭ ﺗﻪ ﺁﻣﻮ! .………………… !Eu te amo

ﭼﯿﻨﯽ .………………… ﻭﻭ ﺁﯼ ﻧﯽ! ……………………… !Wo ai ni

ﭼﮑﯽ ………………… ﻣﯿﻠﻮﺟﯽ ﺗﻪ! .…………………… !Miluji te

ﺭﻭﺳﯽ ……………… ﯾﺎ ﺗﺒﯿﺎ ﻟﯿﻮﺑﻠﯿﻮ! ……………… !Ya tebya liub liu

ﮊﺍﭘﻨﯽ …………………… ﺁﯾﺸﯿﺘﺮﯾﻮ ! ……………………… Aishiteru

ﺳﻮﯾﺪﯼ ………… ﯾﺎﮒ ﺍﻟﺴﮑﺎﺭ ﺩﯼ! .……………… !Jag älskar dig

ﺻﺮﺑﺴﺘﺎﻧﯽ .……………… ﻭﻟﯿﻢ ﺗﻪ! …………………… !Volim te

ﻋﺮﺑﯽ ..………………… ﺍﻧﺎ ﺑﺤﯿﺒﮏ! .……………… !Ana Behibbek

ﻓﺎﺭﺳﯽ .…………… ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ! ..………………… !Dooset daram

ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ .……………… ﮊ ﺕ ﺁﯾﻤﻪ! .….…………………… !Je t aime

ﻓﯿﻠﯿﭙﯿﻨﯽ ..…………… ﻣﺎﻫﺎﻝ ﮐﯿﺘﺎ! ..…………………… !Mahal kita

ﮐﺮﻩ ﺍﯼ ..…………… ﺳﺎﺭﺍﻧﮓ ﻫﯿﻮ! .…………………… !Sarang heyo

ﻟﻬﺴﺘﺎﻧﯽ ……………… ﮐﻮﻫﺎﻡ ﭼﻮ! …………………… !Koham chew

ﻣﺠﺎﺭﺳﺘﺎﻧﯽ ..…………… ﺳﺮﺗﻠﮏ! ..…………………… Szeretlek

ﻭﯾﺘﻨﺎﻣﯽ .……………… ﺁﻥ ﯾﻪ ﻭ ﺍﻡ! ..…………………… !An ye u em

ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ .…………………… ﺳﻐﻪ ﭘﻮ! ……………………… !Sagha paw

ﯾﻮﮔﺴﻼﻭﯼ .…………… ﯾﺎ ﺗﻪ ﻭﻭﻟﯿﻢ! .…………………… !Ya te volim

 

ضرب المثل های ایرانی به زبان انگلیسی

ضرب المثل های ایرانی به زبان انگلیسی مشکل بسیار بزرگی که ایرانیان خارج نشین در گفتگو با مردم انگلیسی زبان داشته اند ، بیان اصطلاحاتِ رایج در زبان فارسی بوده که نمیشد به زبان انگلیسی ترجمه کرد، اما اکنون این مشکل هم الحمدالله برطرف شد!!!

*May they take away your 'dead washer'! (مرده شورتو ببرن!)

*Ghosts of your stomach! (ارواح شکمت!) *Don't put a hat on my head! (سرم کلاه نگذار!)

*Why are you selling me wet wood?? (چراهيزم تر بمن می فروشی?)

*Light up my homework! (تکليفم رو روشن کن!)

*His donkey passed the bridge. (خرش از پل گذشت)

> *Cut tail! (دم بريده)

*What kind of dirt shall I put on my head? (چه خاکی بر سرم بکنم?)

*His head is playing with his tail! (سرش با دمش (..) بازی می کنه!)

چگونه آدم دوست داشتنی تری باشیم How to Be a More Lovable Person

 

How to Be a More Lovable Person

چگونه آدم دوست داشتنی تری باشیم


Tr
anslated by yones alizadeh

ترجمه:یونس علیزاده

Be a nicer person. So simple and easy. Great, that doesn't help much, or does it? It may seem so obvious, but are you nice to people? You may assume you are. It's easy for anyone to just assume this. It's not like someone wakes up, and decides I am going to be bad to people just for the heck of it. Truly think about how you act to others in general. Do you tend to be rude, impatient, inconsiderate, or not think how others feel, think, or what they say? How do you generally act toward others? Sometimes being shy easily gets mistaken for being rude, or not being very nice. I know it's not real fair, but it's easy for a lot of people to assume. Learn to understand and relate to what others think. That's a better way to evaluate how you've treated them. That's what I've learn to do and it works. Sometimes I've not been very nice to people, when I truly didn't mean to be.

آدم مودب تری باشید.خیلی ساده وراحت باشید.سوال مهم این است،آیا زیاد به دیگران کمک می کنید یا نه؟ممکن است این موضوع خیلی مشهود بنظر برسد ولی آیا درنزد مردم دوست داشتنی هستید؟ممکن است پیش خودتان تصور کنید که دوست داشتنی هستید.پی بردن به این موضوع ، فقط برای کسی که پیش خود تصور می کند دوست داشتنی است، آسان است.این دوست داشتنی بودن نیست که شخصی از خواب بیدار شود وتصمیم بگیرد که: من می خواهم بامردم بد باشم، فقط برای اینکه آنها از این موضوع حساب ببرند.درباره چگونگی رفتارتان در جمع،صادقانه فکر کنید.آیا دوست دارید که خشن باشید،آیا مایل اید بداخلاق و بی ملاحظه باشید ، یا نه، فکر می کنید که دیگران نسبت به شما چه فکری می کنند ؟فکر می کنید نسبت به شما چه احساسی دارند و چه چیز پشت سر شما می گویند؟معمولن بادیگران چطور رفتارمی کنید؟گاهی اوقات به آسانی خجالتی بودن با خام بودن ویا نه با خیلی مودب بودن اشتباه گرفته می شود.من می دانم که خجالتی بودن زیبایی واقعی نیست،زیرا تصورش برای بسیاری از مردم آسان است.آگاه شویدکه دیگران به چه چیزی فکر می کنندو آن را برای خودتان بازگو کنید.این بهترین روشی است که متوجه شوید با دیگران چه رفتاری داشته اید.این چیزیست که یاد گرفته ام انجامش دهم واین روش موثر است.گاهی اوقات،وقتی که صادقانه می خواستم که برای مردم دوست داشتنی باشم ، خیلی دوست داشتنی نبوده ام.

Showing more of your personality. I think a lot of shy people don't come off as lovable. It's not because they aren't, it's just easy for others to make assumptions. They think they are just not real friendly, where it's not true. They are just a little nervous and not real comfortable. Really there's no reason to not be more outgoing. People are extremely receptive to this trait. You don't have to worry about embarrassing yourself, because you in fact are making them feel comfortable and more receptive to you. Don't be too aggressive and outgoing though.

همواره بیشتر شخصیت تان را درمعرض نمایش قراردهید. به گمانم خیلی از آدم های خجالتی به عنوان آدمی جذاب مطرح نمی شوند. این مسئله اتفاق نمی افتد زیرا آنها این طور نیستند،زیرا برای دیگران تنها تصورش آسان است.درجایی که خجالتی بودن پایدار نماند،مردم تنها فکر می کنند که اینگونه افراد مهربان واقعی نیستند. مردم فقط پیش خود فکر می کنند که اینگونه افرادکمی عصبی هستند و واقعن راحت نیستند.مردم پیش خودفکر میکنند که دلیلی وجود ندارد که این گونه افراد همواره بیش از این در ارتباط برقرار کردن از دیگران پیشی نگیرند.مردم بشدت این ویژگی را می پذیرند.شما نباید از خجالتی بودن خودتان نگران باشید،زیرا شما درحقیقت دارید کاری می کنید که آنها نسبت به شما احساس راحتی کنند و پذیرای شما باشند.درعین حال زیاد پرتکاپو نباشید و از محدوده شخصیت خود خارج نشوید.

Being funny and showing more humor. I don't want to hear that you do not have a sense of humor, or funny side to you. Everyone of us do. Everyone is capable of laughing and enjoying others in that regard.

همواره شادی بخش باشید و خودتان را شوخ تر نشان دهید.نمی خواهم ازطرف شما بشنوم که استعداد خنداندن یا بامزه بودن راندارید.همه ما این استعداد را داریم.هرکسی به نوعی توانایی خنداندن ولذت بخش بودن برای دیگران رادارد.

Loosen up a bit. Don't be so uptight all the time. If you're constantly being a bit of a safety freak, or always concern about every little consequence. It can be a uncanny problem and not really bring fun around. I understand that consequences are important for the most part. I'm not suggesting you should go off and rob a bank or anything crazy like that.. Don't be afraid to have a some fun and live. Sometimes it's okay to do things you aren't really suppose to do. It's actually healthy. Don't be such a by-the-book kind of person all the time.

کمی رها باشید.همیشه زیاد رسمی نباشید.اگرذاتن شخصیتی کمی وسواسی هستید و یا همیشه نگران اتفاقات خیلی کوچک هستید.نگرانی می تواند مسئله ای جدی  باشد و واقعن نمی تواند شوخی را به بار بیارود.قبول دارم که اتفاقات در بیشتر جاها مهم هستند.من به شما پیشنهاد نمی دهم که باید فاسد شوید و به بانکی دستبرد بزنید یا هر دیوانگی شبیه به این... نگران کمی شوخ بودن و سرزنده بودن نباشید.گاهی اوقات خوب است کارهایی را که واقعن نمی پندارید انجامشان دهید را انجام دهید.واقعن این کار خوب است.همیشه شبیه آدم های مهربان درون کتاب ها نباشید.

Being a good listener. Being able to listen to others problems and offer gentlemanly advices. Nothing better than being a good listener, which attracts a lot of people to start to trust you and depend on you more. Sometimes talking constantly is not necessary. Know when to be quiet, and when not to.

همیشه یک شنونده خوب باشید.همیشه آماده گوش دادن به مسائل دیگران باشید وتصمیمات نجیبانه ای پیشنهاد دهید.هیچ چیز بهتر از یک شنونده خوب بودن نیست،زیرا  بسیاری از مردم را وادار می کند که شروع کنند به اعتماد به شما و بیشتر به شما وابسته شوند.گاهی اوقات لازم نیست مدام حرف بزنیم.آگاه شوید که چی وقت باید حرف بزنید و چه وقتی نباید حرف بزنید.

 Positive attitude. Don't always be dwelling on the negative things in your life. Don't always talk about everything that's going wrong. I've said this numerous times in articles I've written. If anyone is actually a regular reader to them, they are probably getting tired of me sounding like a broken record. Having a positive attitude will get you a lot of things in this life. It will do more good for you than you'll realize. Give it a chance. Learn to smile more, laugh, and just be a positive person. People pickup on these vibes.

مثبت گراباشید.همیشه بر اتفاقات منفی زندگی تان متمرکز نباشید.همیشه راجع اشتباهات،صحبت نکنید.من این موضوع را بارها در مقالاتی که نوشته ام گفته ام:اگر کسی واقعن یک خواننده عادی باشد ،شاید از صدای من که شبیه به ضبطی قراضه است ،خسته شود.با مثبت گرا بودن چیزهای زیادی در این زندگی بدست می آورید.مثبت گرایی کار ها را از آنچه که درک می کنید خوب تر انجام می دهد.آن را شانس بنامید.یادبگیرید که بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید،و فقط آدمی مثبت گرا باشید.مردم این ارتعاشات را می پسندند.

Be different than others. Like I explain at the beginning of the article. Do not follow the logic of being more like others, to be loved more. That's the opposite way to do it. Because if you try to fit in, you aren't recognized. You are just like everyone else then. Stand out, be bold, brave and different. That's the most special gift god gave each one of us. We're all created equal, but different. He didn't clone us all. So stand out and be who you really are. Do not do what you think seems like the popular choice and follow this article.

بادیگران فرق داشته باشید.شبیه چیزهایی که در شروع مقاله شرح دادم باشید.برای جذاب تر بودن از منطق دوست داشتنی تر بودن دیگران تقلید نکنید.اگر این کار را بکنید بر عکس عمل می کند زیرا اگر سعی کنید از دیگران تقلید کنید شناخته نمی شوید. زیرا آنوقت شما فقط شبیه دیگران می شوید.ایستادگی کنید،باشهامت باشید،شجاع باشید و متفاوت باشید.این مخصوص ترین هدیه خدا به هریک از ما ست. پس استقامت داشته باشید و واقعن کسی باشید که هستید. کارهایی را که خیال می کنید به نظر می رسد مردم پسند باشد را انجام ندهید و از این نوشته پیروی کنید.


در حال قدم زدن

I was walking down the street when I was accosted by a particularly dirty and shabby-looking homeless woman who asked me for a couple of dollars for dinner.

در حال قدم زدن در خیابان بودم که با خانمی نسبتا کثیف و کهنه پوشی که شبیه زنان بی خانه بود روبرو شدم که از من 2 دلار برای تهیه ناهار درخواست کرد.

I took out my wallet, got out ten dollars and asked, 'If I give you this money, will you buy wine with it instead of dinner?'

من کیف پولم را در آوردم و 10 دلار برداشتم و ازش پرسیدم اگر من این پول را بهت بدم تو مشروب بجای شام می خری؟!

'No, I had to stop drinking years ago' , the homeless woman told me.

نه,من نوشیدن مشروب را سالها پیش ترک کردم,زن بی خانه به من گفت.

'Will you use it to go shopping instead of buying food?' I asked.

ازش پرسیدم آیا از این پول برای خرید بجای غذا استفاده می کنی؟

'No, I don't waste time shopping,' the homeless woman said. 'I need to spend all my time trying to stay alive.'

زن بی خانه گفت:نه, من وقتم را یرای خرید صرف نمی کنم من همه وقتم را تلاش برای زنده ماندن نیاز دارم.

'Will you spend this on a beauty salon instead of food?' I asked.

من پرسیدم :آیا تو این پول را بجای غذا برای سالن زیبایی صرف می کنی؟

'Are you NUTS!' replied the homeless woman. I haven't had my hair done in 20 years!'

 تو خلی!زن بی خانه جواب داد.من موهایم را طی 20 سال شانه نکردم!


'Well, I said, 'I'm not going to give you the money. Instead, I'm going to take you out for dinner with my husband and me tonight.'

 گفتم , خوب ,من این پول را بهت نمیدم در عوض تو رو به خانه ام برای صرف شام با من و همسرم می برم.

The homeless Woman was shocked. 'Won't your husband be furious with you for doing that? I know I'm dirty, and I probably smell pretty disgusting.'

زن بی خانه شوکه شد .همسرت برای این کارت تعصب و غیرت نشان نمی دهد؟من می دانم من کثیفم و احتمالا یک کمی  هم بوی منزجر کننده دارم.

I said, 'That's okay. It's important for him to see what a woman looks like after she has given up shopping, hair appointments, and wine.'  

گفتم:آن درست است . برای او مهم است دیدن زنی شبیه خودش بعد اینکه خرید و شانه کردن مو و مشروب را ترک کرده است!

مردي با اسلحه وارد يك بانك شد

A man with a gun goes into a bank and demands their money.

مردي با اسلحه وارد يك بانك شد و تقاضاي پول كرد.

Once he is given the money, he turns to a customer and asks, 'Did you see me rob this bank?'

وقتي پول ها را دريافت كرد رو به يكي از مشتريان بانك كرد و پرسيد : آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟

The man replied, 'Yes sir, I did.'

مرد پاسخ داد : بله قربان من ديدم.

The robber then shot him in the temple , killing him instantly.

.سپس دزد اسلحه را به سمت شقيقه مرد گرفت و او را در جا كشت

He then turned to a couple standing next to him and asked the man, 'Did you see me rob this bank?'

او مجددا رو به زوجي كرد كه نزديك او ايستاده بودند و از آن ها پرسيد آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟

The man replied, 'No sir, I didn't, but my wife did!'

مرد پاسخ داد : نه قربان. من نديدم اما همسرم ديد.

Moral - When Opportunity knocks.... MAKE USE OF IT!

نكته اخلاقي: وقتي شانس در خونه شما را ميزند. از آن استفاده كنيد!

مطالب جالب و زیبا به زبان انگلیسی با ترجمه

Three things in life that are never certain.
سه چيز در زندگي پايدار نيستند.

-Dreams
روياها

-Success
موفقيت ها

-Fortune
شانس


Three things in life that,one gone never come back.
سه چيز در زندگي قابل برگشت نيستند.

-Time
زمان

-Words
کلمات

-Opportunity
موقعيت


Three things in life that can destroy a man/woman.
سه چيز در زندگي انسان را خراب مي کنند.

-Alcohl
الکل

-Pride
غرور

-Anger
عصبانيت


Three things that make a man/woman
سه چيز انسانها رو مي سازند.

-Hard work
کار سخت

-Sincerity
صدق و صفا

-Commitment
تعهد


Three things in life that are most valuable.
سه چيز د زندگي خيلي با ارزش هستند.

-Love
عشق

-Self-confidence
اعتماد به نفس

-Friends
دوستان


Three things in life that may never be lost.
سه چيز در زندگي هستند که نبايد از بين بروند.

-Peace
آرامش

-Hope
اميد

-Honesty
صداقت

جملات زیبا به زبان انگلیسی


i will move with my time machine

با ماشین زمانم حرکت خواهم کرد

i will fly to next centuries

به قرن های بعد پرواز خواهم کرد

i will give my body for present time

جسم خود را به حال خواهم داد

and i will take my soul for future

و روح خود را به آینده خواهم برد

i will see present time with my eyes

با چشماهایم حال را خواهم دید

and i will write future with my heart

و با قلبم آینده را خواهم نوشت

i will think with my time machine

با ماشین زمانم اندیشه خواهم کرد

and i will go in front of time

و از زمان جلوتر خواهم رفت

i will know my self

خودم را خواهم شناخت

and i will break time

و زمان را خواهم شکست

افشای ابعاد تازه‌ای از پرونده «بابک زنجانی»

بعد از بازداشت بابک زنجانی در ماه گذشته خبرها و ماجراهای مختلفی علیه و بعضا در حمایت از او منتشر شد. در این بین یکی از شاکیان خصوصی وی با مراجعه به ایسنا اسنادی را ارائه کرد که خواندنی و قابل توجه است.

نام این سرمایه‌دار نوظهور جوان و جنجالی از زمانی که حضور پررنگی در رسانه‌ها پیدا کرد به‌ویژه گفت‌وگویی که با ایسنا داشت و پرده از برخی روابط و فعالیت‌هایش برداشت بیش از پیش در اذهان شکل گرفت. این حضورها و مصاحبه‌ها به‌زودی واکنش‌های مختلفی در جامعه ایجاد کرد که اغلب آنها از سوی منابع رسمی و دولتی بود.

در ادامه همین واکنش‌ها بود که موضوع بدهی یکی دو میلیارد دلاری وی به وزارت نفت به شکل جدی‌تری مطرح شد و در نهایت بعد از نامه 12 نماینده مجلس خطاب به سران سه قوه که در آن خواسته بودند سران قوا در خصوص بابک زنجانی اتهام را از خودشان دور کنند، و اشاره‌ای که به مستنداتی در خصوص زنجانی شده بود، او روانه زندان شد، اما در این بین معلوم شده است که «ب.ز» معروف، شاکیان خصوصی دیگری هم دارد که هر یک در بابی علیه او اقامه دعوا کرده‌اند.

روح‌اله غلامی وکیل‌مدافع شاکی خصوصی بابک زنجانی در گفت‌وگو با ایسنا به بیان جزئیات این پرونده و دلیل شکایت موکلش از بابک زنجانی پرداخت که در ادامه متن این پرسش و پاسخ می‌آید. بدیهی است ایسنا حق پاسخگویی به مطالب ارائه شده از سوی زنجانی یا وکیل وی و نیز قوه‌ قضاییه را محفوظ دانسته و آمادگی انتشار آنها را دارد.

- آقای غلامی شما و موکلتان به چه دلیل از بابک زنجانی شکایت کرده‌اید؟


اردیبهشت امسال اینجانب شکایتی در یکی از دادسراهای تهران علیه آقای بابک زنجانی تحت عنوان کلاهبرداری مطرح کردم که مبنای این شکایت اعلام تقلبی بودن محموله 1500 کیلو طلای معروف توقیف شده در ترکیه بود که گفته می‌شود با پرداخت یک‌ونیم میلیون دلار به برخی مسئولان ترکیه از توقیف رها شده و به کشور امارات منتقل شده است، البته ماجرا از این جهت که باعث تحریم طلای ایران هم شد بیشتر حائز اهمیت است.

-یعنی موکل شما برای زنجانی طلا خریداری کرد ولی او به بهانه تقلبی بودن طلاها، به تعهداتش عمل نکرد؟

تقریبا اصل ماجرا همین است، اما با کلی حواشی و جزئیات که الان جای باز کردن آن نیست. جزئیات همان مواردی است که نهایتا باعث تحریم طلای ایران شد، ولی به هر حال در حالی که ایشان تاکنون و در هیچ جایی ادعا یا اشاره‌ای درباره تقلبی بودن محموله نکرده و حتی به طور ضمنی در مصاحبه‌ای به اصل بودن محموله 1500 کیلو طلا اشاره کرده بود از تعهداتش به موکلم به بهانه تقلبی بودن کالا بدون ارائه مستندات شانه خالی کرد.

- چگونه است شما بعد از این مدت که از زنجانی شاکی بوده‌اید حالا درباره آن سخن می‌گویید و اصلا چرا تاکنون در هیچ جا درباره شکایت شما سخنی به میان نیامده است؟

اتفاقا بحث من به عنوان وکیل پیش از اینکه روند پیگیری حمایت از موکلم باشد، نحوه رسیدگی دادسرای مربوطه و اشکالات عدیده در رسیدگی به این ماجرا است. متاسفانه به دلایل نامعلومی طی این مدت دادسرا و بازپرس مربوطه از روشن شدن ابعاد ماجرا تا زمانی که وی رسما دستگیر شد، جلوگیری کرده بودند که حالا امیدواریم با همت مجموعه دستگاه قضایی عاملان شناسایی شوند و مدارک لازم نیز برای رسوایی آنها موجود است. امید داریم دادسرای اخیر که پرونده به آنجا ارجاع شده با تکمیل تحقیقات باعث روشن شدن ماجرا و شناسایی همدستان وی شود.

- یعنی شما معتقدید که در روند رسیدگی به پرونده در دادسرا خللی ایجاد شده یا می‌شود؟


شاید گفتن بله به این جواب بی‌انصافی در مورد کل مجموعه دستگاه قضایی باشد، اما معتقدم که عده‌ای صراحتا در این پرونده از زنجانی حمایت می‌کردند و البته ما اگر دست‌های پنهانی بوده باشد آنها را نمی‌شناسیم. استدعای ما از دستگاه قضایی تحقیق در این خصوص بوده تا عوامل فساد احتمالی و حامیان بابک زنجانی در هر رتبه و مکانی شناسایی شوند و با آنها برخورد شود.

- بالاخره شما وکیل هستید و همه راه‌های قانونی پیگیری را می‌دانید آیا از مجاری دیگر پیگیر این موضوع نبودید؟
چرا اینجانب و موکلم در دادخواهی‌های پی‌درپی به مراجع مسئول در دستگاه قضایی و در شکایتی در دادسرای کارکنان دولت، اشکالات موجود در روند رسیدگی به پرونده در دادسرای مربوطه را به اطلاع رسانده بودیم، اما متاسفانه با وجود پیگیری‌هایی که از سوی برخی مسئولان شده تاکنون اقدام موثری که باعث کشف حقیقت و ابتر ماندن اینگونه اقدامات شود صورت نگرفته است. اگر روند نظارت در پرونده تسریع می‌شد شاید زودتر از اینها با بابک زنجانی برخورد می‌شد.

- دوستانش؟ مگر پای افراد دیگری هم در این ماجرا هست؟

البته نکته‌ای که تاکنون به دلیل انجام نشدن تحقیقات لازم از سوی دادسرای رسیدگی کننده مکتوم مانده نقش فردی به نام ح.م در محموله طلا و شراکت وی در این محموله است. به حکایت اسناد در اختیار، وی به همراه زنجانی ویزای غنا را دریافت کرده بودند اما به این سفر نرفت. اسناد نشان از حضور پررنگ ح.م در این معامله داشته به طوری که وی بعد از بازداشت زنجانی تمام توان خود را برای استفاده از ارتباطات و فشار بر کسانی که در این جریان بوده و می‌توانستند دست بابک زنجانی را رو کنند، مصروف ساخته‌ است. حقیقتا تا قبل از افشاگری رسانه‌ها این افراد با کمک همدستان و ارتباطات ناسالمی که داشته‌اند موفق بوده و اوراق پرونده مثبت ادعاهای فوق است.

- منظور شما از وجود ارتباطات و نفوذ افراد خاص چیست؟

قبلا هم گفتم ممکن است برخی افراد در روند رسیدگی به پرونده، با ارتباطاتی که داشته‌اند تمام قد از وی دفاع کرده‌ و پشت وی بوده‌اند، اما نمی‌توان این مطلب را به کل دستگاه قضایی تعمیم داد، البته اگر قوه قضائیه بیشتر به فرمان هشت ماده‌ای رهبری معظم انقلاب توجه می‌کرد و در برخورد با فساد و همچنین بازرسی دقیق و نظارت کافی جلوی نفوذ برخی را در این دستگاه می‌گرفت، شاهد این اتفاقات نبودیم. یعنی اگر بگوییم عمدی و قصوری نبوده، اما قطعا کاستی و نقصان بوده که باید این دستگاه مقدس و مهم در این خصوص اهتمام بیشتری ورزد.

- اما الان که مسئولان از رسیدگی به همه ابعاد این پرونده خبر می‌دهند؟


بله، گفته می‌شود، اما موارد سوال برانگیزی هم وجود دارد، مثلا برای اینجانب در مورد اظهارات اخیر برخی مقامات درباره بابک زنجانی جای سوال است؛ چرا که می‌گویند او بدهکار است و اگر بدهی خود را پرداخت کند آزاد می‌شود. من می‌گویم این یک بدعت خطرناک است؛ چرا که اگر بابک زنجانی بدهکار است که برای یک بدهکار که ماشاالله وضع بدی هم ندارد صدور دستور بازداشت موقت تاکنون مرسوم نبوده و صد البته قانونی و شرعی هم نیست. اگر بابک زنجانی متهم است و جرائم عدیده باعث صدور قرار بازداشت موقت شده و تا این حد در جامعه جنجال آفریده و ذهن مردم را مشوش کرده باید اطلاع‌رسانی کافی صورت گیرد. اگر ایشان با دوست آقای مرتضوی به دفتر این آقا رفته‌اند و در یک حراجی بزرگ چوب حراج به اموال کارگران و مستمری بگیران تامین اجتماعی زده‌اند آیا نباید رسیدگی شود؟ اگر بحث تحریم طلا به جدیت و با این همه مدارک مطرح است آیا نباید رسیدگی شود؟ اگر شکات مختلف از ایشان شکایت دارند و تا به حال نتوانسته‌اند حتی این آقا را احضار کنند نباید رسیدگی شود؟ و حامیان نیز مجازات و به کیفر اعمال برسند؟ یعنی این آقا که در بازداشت موقت است اگر بدهی وزارت نفت را بدهد آزاد می‌شود؟

- پیشنهاد و یا خواسته‌ای از مسئولان دارید؟


بنده حقیر یک پیشنهاد به سران سه قوه دارم که خطاب نامه 12 تن از نمایندگان مجلس بوده‌اند و می‌گویم آقایان اتهام را از خود دور کنید! نه در خصوص بابک زنجانی بلکه در خصوص شیوه برخورد با مفاسد و روش‌ها. حال که با افشاگری‌های اصحاب رسانه گوشه‌ای از عمق فاجعه‌ای به نام مافیای زنجانی کشف شده جا دارد تا دستگاه قضایی با برخورد به موقع و قاطع با عوامل این مافیا، بار دیگر عموم ملت را به اجرای عدالت و برخورد ریشه‌ای با مفاسد از سوی این دستگاه که وظیفه‌ای خطیر دارد، امیدوار کند. البته اخیرا مطالب در خور توجهی درباره نقش زنجانی در تحریم‌ها منتشر شده که در صورت صحت، دادگاه صالحه باید با عنایت به قانون مجازات اسلامی مصوب اردیبهشت 92 و ماده 286 آن که شامل افساد فی‌الارض و اخلال در نظام اقتصادی می‌شود، وی را محکوم کند. به هر حال امیدوارم که ذکر این مطالب شاید بتواند دست‌های پنهانی که با این خیانت همراهی کرده یا بهتر است بگوییم از فاش شدن موضوع جلوگیری کرده‌اند را آشکار سازد و قطعا دستگاه قضایی را در جهت برکندن ریشه‌های فسادهای مافیایی یاری سازد.


منبع : www.alborznews.net

تصاویر لو رفته از آیفون ۶

شایعات زیادی درمورد آیفون ۶ که در سال میلادی ۲۰۱۴ از آن رونمایی خواهد شد وجود دارد. با این حال یک فرد ناشناس در اکانت توییتر خود تصاویری از آیفون ۶ احتمالی منتشر کرده است. سانی دیکسون که پیشتر تصاویر آیفون ۵s و آیفون ۵c را منتشر کرده بود این تصاویر را تایید کرده است و اعلام کرده است که این تصاویر از چین درز کرده اند.

به گزارش البرزنيوز به نقل از رادارآنلاين، آنچه که در تصاویر می بینیم، به نظر می رسد که این گوشی یک iPhone با صفه نمایش بزرگتر و دور صفحه نازکتر بوده که با شایعات شنیده شده در این خصوص مطابقت می کند. این گوشی همچنین در مقایسه با مدل قبلی خود خیلی نازک تر بوده و در عین حال به نظر می رسد برخی المان های iPad Air جدید خصوصا جاگذاری اسپیکرها را اقتباس کرده باشد. بالاخره تکنولوژی Touch ID هم به این نوع گوشی ها اضافه شده که انتظار آن می رفت.

 

iphone6-3

iphone6-2

iphone6-4

iphone6-5

طنز/ قارچ اقتصاد خارج و بانک قارچی ما

استاد اقتصادی در آمریکا در گفت‌وگوی تفصیلی با «فارس» گفت: رشد قارچ‌گونه بانک‌ها متوقف شود. این حرف خیلی عجیب است. این اساتید از آمریکا پا می‌شوند می‌آیند ایران و فکر می‌کنند چه خبر است. چه خیال می‌کنند؟ یک کروات می‌بندند دیگر. فرق‌شان با دلاوران داخلی همین است. آنها کروات می‌بندند، اینها با هم می‌بندند. مهم بستن است دیگر. خلاصه. این اساتید خارجی فکر می‌کنند با خواندن چندتا نظریه و یک جزوه می‌توانند برای ما نسخه بنویسند. مثلا همین استاد اقتصاد دانشگاه آمریکا، برگشته می‌گوید رشد قارچ‌گونه بانک‌ها متوقف شود. آخر این حرف است؟ عزیز من، هشت سال است ما سرمایه‌گذاریم روی پرورش قارچ. یعنی برنج و چای و گندم و چی و چی را تبدیل به کود کردیم که کودش را بریزیم پای قارچ‌ها.

نوبل کود و اقتصاد
بعد هم جای اینکه از دلاوران و دانشمندان جوان ما که توانسته‌اند بانک را قارچی کنند یا قارچ را بانکی کنند، تقدیر کنید و جایزه نوبل کود و اقتصاد بدهید، تکه می‌اندازید؟

مزیت قاچی
بعد هم بانک ما قارچی باشد بهتر از این است که مثل اقتصاد خارج قاچ بخورد. پس چی؟ در ضمن این استاد اقتصاد دانشگاه آمریکا بداند که ما چنان در تولید و پرورش بانک قارچی به خودکفایی رسیده‌ایم که سوییس با این همه اهن و تولوپ و ادعا در مسایل بانکی نتوانسته به گرد ما هم برسد. البته صحبت‌هایی هم شده که ما مازاد تولید بانک‌مان را به کشورهای دیگر صادر کنیم.

بعد هم سوییس برود جلو بوق بزند در مسایل بانکی. این همه بانک زدید چی شد؟ اینجا یکی بانک زد رفت بغل سلین دیون، همسایه‌شون شد. در ضمن یک فرق سیستم بانکی ما و خارجی‌ها این است که آنجا رییس بانک نمی‌گذارد پول بالا و پایین شود، اینجا خاوری مدیرعامل بانک ملي این‌قدر بالا و پایین کرد بالا و پایین اقتصاد جابه‌جا شد.

منبع:روزنامه شرق

کلمه ای که ایرانی ها 111 میلیون بار در گوگل سرچ کردند!

قضاوت 111 ميليون بار جستجوي کلمه دختر در بين کاربران ايراني را به عهده خواننده مي گذاريم اما در رتبه هاي بعدي کلمات دانلود و داستان با 26 و 13 ميليون جستجو قرار دارند.



به گزارش البرزنیوز به نقل از مشرق، بنا به آمار سايت گوگل كلماتي كه اكثر ايرانيان در گوگل سرچ ميكنند اينها هستند:


الف مثل آشپزي
بالاترين آمار جستجو در حرف الف مختص به کلمه آشپزي بود. به نظر مي آيد کاربران ايراني در اينترنت نيز به دنبال غذاهاي خوش طعم و خوشمزه مي گردند. اين کلمه بيش از 20 ميليون بار در گوگل جستجو شده است. ذوق ايرانيان با جستجوي کلمه آهنگ نيز رعايت شده است اين کلمه بيش از 13 ميليون بار مورد جستجو قرار گرفته است.

ب مثل بانک ملي
قصد تبليغ براي بانک ملي را نداريم اما کاربران ايراني بيش از 13 ميليون بار اين کلمه را در جستجوگر گوگل وارد کرده اند و اين بيش از هر چيز نشانگر رشد بانکداري الکترونيکي در نزد ايرانيان است.اين خوشحالي زماني کامل مي شود که بانک صادرات با 5 ميليون جستجو در رتبه سوم قرار دارد. البته کلمه بازار کار نيز با 10 ميليون بار جستجو در مکان دوم جاي گرفته است.

پ مثل پست
مسئولان پست بايد بسيار خوشحال باشند که ايرانيان بيش از 47 ميليون بار اين کلمه را جستجو کرده اند.براي شرکت پستي که ضرردهي آن بسيار زياد است اين آمار مي تواند نقطه اميدي در تاريکي باشد. کلمه پرسپوليس و پارس خودرو با 37 و 8 ميليون بار جستجو در رتبه دوم و سوم قرار دارند.

ت مثل تبيان
سايت تبيان يکي از قديمي ترين سايت هايي است که طرفداران بسياري را به خود اختصاص داده است. موسسه تبيان با تاسيس اين سايت توانسته است تا کاربران بسيار زيادي را مشترک خود کند. اين کلمه با 41 ميليون بار جستجو در ميان کاربران ايراني از معدود مواردي است که يک سايت جستجو مي شود. کلمه ترجمه با 24 ميليون بار جستجو در رتبه دوم و تابناک با 916 هزار جستجو در رتبه سوم قرار دارد.

ث مثل ثبت نام کارشناسي
ثبت نام کارشناسي 1 ميليون و 260 هزار بار جستجو شده است . بازار ثبت نام در اين قسمت بسيار بالا است ، ثبت نام ازدواج دانشجويي و ثبت احوال نيز در رتبه دوم و سوم قرار دارد. اما نکته جالب ثبت نام برج ميلاد است که 324 هزار بار مورد جستجو قرار گرفته است.برج ميلادي ها از همين حالا مي توانند بر روي درآمدي نجومي حساب باز کنند.

ج مثل جوک
ايرانيان از ديرباز مردماني شوخ طبع و خونگرم بوده اند و در قرن بيست و يکم نيز فناوري اطلاعات از شوخ طبعي ايرانيان بي نصيب نمانده است.کاربران ايراني با 19 ميليون بار جستجوي کلمه جوک آمار بسيار بالايي از شوخ طبيعي ديجيتال را به نمايش گذاشته اند.

چ مثل چوب
هر چه بيشتر فکر کرديم به نتيجه نرسيديم که 36 ميليون بار جستجوي کلمه چوب در بين کاربران ايراني به چه دليل است؟ شايد شما بتوانيد پاسخ مناسبي را در اين خصوص براي خود پيدا کنيد.
اما چت ايراني با 3 ميليون و چت روم ايراني با 2 ميليون بار در رتبه هاي بعدي قرار دارند.

ح مثل حوادث
چندي پيش در گزارشي از 100 سايت برتر ايراني نوشتيم "ايرانيان عاشق حاشيه”.
در اين گزارش نيز مي توان صحت اين جمله را به طور واضح مشاهده کرد. 15 ميليون بار جستجوي کلمه حوادث مي تواند گواه اين ادعا باشد.
کلمه حج و حج عمره با 3 و 1 ميليون بار جستجو به ترتيب دوم و سوم هستند.

خ مثل خدا
93 ميليون بار اسم معظم خدا توسط کاربران ايراني جستجو شده است و کلمه خبر نيز با 51 ميليون و 400 هزار بار در رتبه دوم قرار دارد.

د مثل دختر
قضاوت 111 ميليون بار جستجوي کلمه دختر در بين کاربران ايراني را به عهده خواننده مي گذاريم اما در رتبه هاي بعدي کلمات دانلود و داستان با 26 و 13 ميليون جستجو قرار دارند.

ذ مثل ذوب آهن
صنايع نيز از علاقمندي کاربران ايراني بي نصيب نمانده است. کلمه ذوب آهن با 454 هزار بار جستجو رتبه بالايي را از آن خود کرده است.

ر مثل رقص
کاربران ايراني گوگل بيش از 40 ميليون بار کلمه رقص را جستجو کرده اند و روزنامه با 7 ميليون بار جستجو در مکان بعدي قرار دارد.

ز مثل زنان زيبا
زنان زيبا 6 ميليون بار توسط کاربران ايراني جستجو شده اند.در رتبه بعدي زنگ موبايل با بيش از 2 ميليون بار جستجو قرار دارد.

ژ مثل ژاپن
يکي از معدود کشوري که توسط کاربران ايراني مورد جستجو قرار گرفته است کشور ژاپن است.اين کشور 142 ميليون بار توسط اين کاربران در گوگل جستجو شده است. کلمه ژورنال نيز 13 ميليون بار مورد جستجو قرار گرفته است.

س مثل سايپا
سايپا خودروي ملي خود را رونمايي کرد. آيا 35 ميليون بار جستجو براي اين خودرو است؟

ش مثل شعر
ذوق ايراني در فضاي سايبر نيز به رخ کشيده شده است. بيش از 35 ميليون بار جستجوي کلمه شعر در نزد کاربران ايراني از ذوق شعر اين کاربران خبر مي دهد.

ص مثل صيد
کلمه صيد 439 هزار بار در گوگل جستجو شده است. اين کلمه را نمي توان البته با قاطعيت به کاربران ايراني نسبت داد زيرا برخي از سايت هاي يافت شده عربي بودند.

ض مثل ضرب المثل
ضرب المثل هاي ايراني ها از گذشته معرف اين قشر بوده اند . در فضاي سايبر نيز کاربران ايراني 13 ميليون بار کلمه ضرب المثل را جستجو کرده اند. کلمه ضد فيلتر نيز با 713 هزار بار جستجو از علاقمندي اين کاربران است.

ط مثل طالع بيني
طالع بيني نزد ايرانيان از اهميت ويژه اي برخوردار است. اين کلمه در گوگل توسط کاربران ايراني 5 ميليون بار مورد جستجو قرار گرفته است.

ظ مثل ظهور امام زمان(عج)
کاربران ايراني در فضاي سايبر نيز ارادت خود را به مهدي موعود(عج) نشان داده اند. ظهور امام زمان(عج) به تعداد 3 ميليون بار فضاي جستجوگر گوگل را مزين کرده است.

ع مثل عکس
46 ميليون بار جستجوي کلمه عکس در بين کاربران ايراني نشان از علاقه وافر اين کاربران به عکس دارد.کلمه عشق با 28 ميليون بار جستجو و عروس با 14 ميليون بار در رتبه هاي بعدي قرار دارند.

غ مثل غزل
ذوق ايراني با جستجوي 4 ميليون و 560 هزار بار کلمه غزل کامل شده است. اين کلمه يکي از کلماتي است که آمار بالايي را به خود اختصاص داده است.

ف مثل فال حافظ
حافظ اي حافظ شيرازي بر ما نظر اندازي
شيريني و حلاوت گرفتن فال حافظ به فضاي سايبر نيز کشيده شده است .13 ميليون و400 هزار بار جستجو در گوگل توسط کاربران ايراني صحت اين ادعا را روشن مي کند.
فيلتر شکن نيز با 1 ميليون و 910 هزار جستجو در رتبه بعدي قرار دارد.

ق مثل قرآن کريم
به کلمه "ق” که رسيديم حدسمان درست از آب درآمد. 21 ميليون و 500 هزار جستجوي قرآن کريم شايسته ايرانيان بود و بس.

ک مثل کليپ
28 ميليون و 100 هزار جستجو در مورد کلمه کليپ در سايت گوگل توسط کاربران ايراني ثبت شده بود.

گ مثل گالري عکس
کاربران ايراني گوگل 24 ميليون و 700 هزار بار کلمه گالري عکس را مورد جستجو قرار داده اند. کلمه گل نيز با 18 ميليون بار جستجو در رتبه بعدي قرار دارد.

ل مثل لبنان
يکي ديگر از کشورهايي که کاربران ايراني به آن علاقه وافري دارند لبنان است. اين کشور بيش از 24 ميليون بار توسط کاربران ايراني مورد جستجو قرار گرفته است.
کلمه لباس عروس نيز با 7 ميليون 30هزار بار جستجو در مکان بعدي ايستاده است.

م مثل مترجم
7 ميليون و 390 هزار بار جستجو ي کلمه مترجم در سايت گوگل توسط کاربران ايراني نشان دهنده رشد نرم افزارهاي مترجم آنلاين در کشور است که مي توان اين نکته را به فال نيک گرفت.

ن مثل نور
کلمه نور با بيش از 47 ميليون بار جستحو رتبه نخست را در کلمه "ن” دارا است و نوکيا نيز با 15 ميليون و 600 هزار جستجو رتبه دوم را در کشور دارد. نوکيا پيش از اين ايران را يکي از بزرگترين بازارهاي خود قلمداد کرده بود.

و مثل وزارت بهداشت
کاربران ايراني يا به بهداشت خود اهميت ويژه اي مي دهند و يا وزارت بهداشت آنقدر عملکرد خوبي داشته است که به يکي از پرطرفدارترين کلمه هاي کاربران ايراني تبديل شده است. 15 ميليون و 700 هزار جستجوي وزارت بهداشت توسط کاربران ايراني صورت گرفته است.
وزارت علوم با 16 ميليون و 800 هزار جستجو بالاتر از ويکيپديا قرار دارد.

ه مثل همشهري
کلمه همشهري با 21 ميليون بار جستجو رتبه اول و همراه اول با 17 ميليون و 400 هزار بار جستجو در رتبه بعدي قرار دارد.
اما نکته جالب رتبه سوم است که 1 ميليون و 730 هزار بار نام هديه تهراني هنرپيشه سينما در گوگل ثبت شده است.

ي مثل يوتيوپ
اما نکته جالب و آخر اين که سايت يوتيوپ با وجود فيلتر شدن 52 ميليون بار توسط کاربران ايراني يافت شده است. کلمه ياس نيز با 23 ميليون و 300 هزار جستجو رتبه بعدي را از آن خود کرده است.بازهم جالب است بدانيد 989 هزار بار کلمه يانگوم توسط کاربران ايراني جستجو شده است .

قطعه ای از یک کتاب

سقوط از طبقه ي سوم همانقدر درد آور است كه سقوط از طبقه ی صدم ! اگر قرار است سقوط كنم، بگذار از جايي بلند باشد. نه پَست

پائولو کوئلیو

قطعه ای از یک کتاب

اگر به هر دلیلی می خواستی له شدن روح کسی را ببینی،آنجا زیر نور شدید یا در تاریکی محض نیست،جایی است نه کاملا تاریک و نه به اندازه ی کافی روشن.

جایی است با نور کم.

مصطفی مستور

قطعه ای از یک کتاب

روزگار نکبتی شده ... آنقدر که آدم دلش میخواهد مدام به خاطره هاش چنگ بیاندازد و آنجاها دنبال چیزی بگردد ...

عطر یاس __ عباس معروفی

قطعه ای از یک کتاب

این همه نگو دوستت دارم، دوستت دارم.
هزار بار گفته ام بر زبان آوردن این یک کلمه دنیایی مسئولیت به همراه خودش می آورد، و تو آدم بی مسئولیتی هستی!

ناصر غیاثی
-تاکسی نوشت ها

قطعه ی از یک کتاب

بانو،بانوی بخشنده ی بی نیازمن!

این قناعت تو،دل مراعجب می شکند...

این چیزی نخواستنت،وباهرچه که هست ساختنت...

این چشم ودست وزبان توقع نداشتنت،وبه آن سوی پرچین هانگاه نکردنت...

کاش کاری می فرمودی دشواروناممکن،که من به خاطرتوسهل وممکنش می کردم...
کاش چیزی می خواستی مطلقا نایاب،که من به خاطرتوآن رابه دنیای یافته هامی آوردم...


کاش می توانستم همچون خوب ترین دلقکان جهان،توراسخت وطولانی وعمیق بخندانم...

کاش می توانستم همچون مهربان ترین مادران،رداشک راازگونه هایت بزدایم...
کاش نامه یی بودم،حتی یکبار،با خوب ترین اخبار...


کاش بالشی بودم،نرم،برای لحظه های سنگین خستگی هایت...

کاش ای کاش که اشاره یی داشتی،امری داشتی،نیازی داشتی،رؤیای دورودرازی داشتی...

آه که این قناعت تو،این قناعت تودل مراعجب می شکند...

نامه ی اول  _ نادر ابراهیمی

قطعه ای از یک کتاب

به خاطر کندن گل سرخ ارّه آورده‌اید؟
چرا ارّه؟

فقط به گل سرخ بگویید: تو، هی تو!
خودش می‌افتد و می‌میرد!

بیژن نجدی

قطعه ای از یک کتاب

 اگر انسان ماجراجویی پیشه كند، بی تردید تجربه هایی كسب

می كند كه دیگران از آن محرومند.

ما برای در پیش گرفتن این سفر، شیر یا خط انداختیم. شیر آمد؛ یعنی باید رفت.
و ما رفتیم. اگر خط هم می آمد و حتی اگر ده بار پشت سر هم خط می آمد،
ما آن را شیر می دیدیم و به راه می افتادیم.

انسان میزان همه چیز است. نگاه من است که به همه چیز معنا می دهد.

ما می خواستیم اینگونه باشد و شد. مهم نبود که آیا شتابزده تصمیم گرفتیم یا نه. مهم آن بود که گام در راهی می گذاشتیم که دوست داشتیم. ما به راه افتادیم و رفتیم و رفتیم. هنگامی که باز گشتیم دیگر آن آدم پیشین نبودیم.
عوض شده بودیم. سفر نگاه ما را به اوج ها برده بود.
بزرگ تر شده بودیم...!

  خاطرات سفر با موتورسیکلت / ارنستو چه‌گوارا

جملات زیبا از رسول یونان

و نیستی اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم ... ... نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم...!

"رسول يونان"

شعرهای زیبا از رضا کاظمی

با هم که قدم می‌زنیم
حسودی‌اَش می‌شود آفتاب
نه که هیچ‌گاه
قدم نزده است با ماه!

( رضا کاظمی )

قطعه ای از یک کتاب

زدی که زدی.

بچه با کتک بزرگ می شود.این دیگر آبغوره گرفتن ندارد.

آبغوره گرفتن ندارد!بچه با کتک بزرگ نمی شود.بچه با تحقیر بزرگ نمی شود.

قد می کشد ولی هرگز بزرگ نمی شود.

پرنده ی من_فریبا وفی

قطعه ای از یک کتاب

بیا وداع کنیم ...
بیا وداع کنیم ...
اگر بنا باشد کسی از ما بماند ...
همان به که تو بمانی ...
"کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا "عشق" من !

كليدر / محمود دولت آبادی

جملات زیبا از نادر ابراهیمی

سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست...

عاشق کم است...سخن عاشقانه فراوان..

عشق عادت نیست...

عادت همه چیز را ویران می کند..

ازجمله عظمت دوست داشتن را..

از شباهت به تکرار می رسیم..از تکرار به عادت..

ازعادت به بیهودگی از بیهودگی به خستگی و نفرت..


یک عاشقانه ی آرام_نادر ابراهیمی

شعر زیبا از محمد بهمن بیگی

آری از پشت کوه آمده ام...
چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت،حرام خورد؟!
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!

محمد بهمن بیگی