قطعه ای از یک کتاب
اگر انسان ماجراجویی پیشه كند، بی تردید تجربه هایی كسب
می كند كه دیگران از آن محرومند.
ما برای در پیش گرفتن این سفر، شیر یا خط انداختیم. شیر
آمد؛ یعنی باید رفت.
و ما رفتیم. اگر خط هم می آمد و حتی اگر ده بار پشت سر هم
خط می آمد،
ما آن را شیر می دیدیم و به راه می افتادیم.
انسان میزان همه چیز است. نگاه من است که به همه چیز معنا می دهد.
ما می خواستیم اینگونه باشد و شد. مهم نبود که آیا
شتابزده تصمیم گرفتیم یا نه. مهم آن بود که گام در راهی می گذاشتیم که دوست
داشتیم. ما به راه افتادیم و رفتیم و رفتیم. هنگامی که باز گشتیم دیگر آن آدم
پیشین نبودیم.
عوض شده بودیم. سفر نگاه ما را به اوج ها برده بود.
بزرگ تر شده بودیم...!
خاطرات سفر با موتورسیکلت / ارنستو چهگوارا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 3:24 توسط بهترین بلاگر جهان ( سروش )
|
به دلیل علائق شخصی و دیگر مسائل این وبلاگ را با عنوان بهترین وبلاگ جهان ایجاد نمودیم تا با تلاش خود و کمک دوستان و همچنین استعانت از خداوند متعال بتوانیم وبلاگ خود را بسط و گسترش داده تا در نیل به این هدف آرمانی موفق شویم . لذا از هر گونه نظر یا انتقاد سازنده شما دوستان و بازدیدکننده های گلمان استقبال خواهیم کرد .