نامه‌ی احمد شاملو به آیدا

نامه‌ی احمد شاملو به آیدا

چه‌قدر تو را دوست دارم!
چه‌قدر به نفس تو در کنار خودم احتیاج دارم!
چه‌قدر حرف دارم که با تو بگویم!

امّا افسوس!

همه‌ی حرف‌های ما این شده است که
تو به من بگویی: «امروز خسته هستی.»
یا: «چه عجب که امروز شادی!»

و من به تو بگویم: «دیگر کی می‌توانم ببینمت؟»

برای خواندن بقیه نامه به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

آیا آب نطلبیده دیگه مراده؟؟؟؟؟؟

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند                  تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار                تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند          این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی         شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست        از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست                 گاهی بهانه ای است که قربانی‌ات کنند

فرهنگستان فانتزی زبان و ادب فارسی

Farhangestan[Www.KamYab.Ir]

ما خواستیم بی خیال قضیه شویم. اما انگار خود فرهنگستان فانتزی زبان و ادب فارسی ول کن نیست. به همین مناسبت هر روز یک پاراگراف مصوب با کلمات مصوب و خجسته آن فرهنگستان فخیمه می سازیم تا حساب کار دست فارسی زبانان بیاید.

عشقم

من از عشق رخ تو رخ جوش زدم و تو از رخ جوش من هی جوش می زنی.

عشقم، عمرم، نفسم، به نظرم اگر جوش های رخ جوش تو روی خال رخ تو بزند، باید اسم آن را بگذاریم خال جوش.

امروز تو را در خویش یار دیدم و در دل گفتم کاش یار خویش با من در خویش یار بودی. کاش با تو ماست و برگکی بخورم.

عزیزم، تو نبودی و امروز دمابان خالی بود. خویش یار شلوغ بود و پی غذا را یا باید به تن می مالیدم یا منصرف می شدم.

تو از حال من آگاهی نداری و با من دورآگاهی نداری، افسوس. بیا دورآگاهی کنیم با هم.

عزیزم، راستی، چند وقتی است که درونداد دستگاه دست کم مشکل پیدا کرده. دوستم گفت اگر از دستی استفاده می کردم مشکلی پیش نمی آمد. دروندادم را که درست کردم امیدوارم بیروندادم به مشکل نخورد. به زودی برایت نامه می دهم عشقم. بای هانی.

متن بالا با استفاده از کلمات پایین سرهم بندی شده:

رخ جوش = آکنه/ رستوران سلف سرویس = خویش یار
برگک = چیپس/ ماست و برگک = ماست و چیپس
دمابان = فلاسک/ دورآگاهی = تله پاتی
درونداد = این پوت/ بیرونداد = آوت پوت (اگر این پوت درونداد است لابد آوت پوت بیرونداد است. ما نمی دانیم. )
دستی = پرتابل/ پی غذا = دسر