این قضیه میگن واقعیت داره و توی جاده ورامین - تهران اتفاق افتاده .
مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با 
قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه 
دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :آقا منو میشناسی ؟ 
راننده میگه : نه 
یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟ 
راننده 
میگه : نه. شما ؟ 
مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ 
یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ 
راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. 
بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن .... Big GrinBig GrinBig Grin