معضلی به نام دوست پلاستیکی
بابا : باشه ... خانوم فردا ببرش بازار یه شمشیر پلاستیکی واسش بخر
بچه : بابا من راستکیشو می خوام ...
بابا : 
============
فرقی نمیکنه اگه ماشین هم میخواستی ... اگه توپ فوتبال واقعی و چرمی می خواستی ... اگه ساعت واقعی می خواستی .... اگه کفش چرمی می خواستی ... اگه خودنویس با کلاس می خواستی ...
آره اگه خوش شانس بودی ، پلاستیکی اش گیرت میومد ...
شاید با خودشون میگفتن بچه س ولش کن
===========
بزرگ شدیم و از دنیای پلاستیکی ها جون به در بردیم ..
ولی هنوز هم ...
بله با یه معضل بزرگ پلاستیکی روبرو هستیم ...
دوست پلاستیکی
باید چه کسی رو ببینیم و باید کجا بریم یه دوست واقعی داشته باشیم ...
خسته شدم از این دوست پلاستیکی ها
یعنی سال به سال دریغ از پارسال ...
رفیق 10 سال پیش از رفیق 5 سال پیش بهتره و رفیق دوسال پیش از رفیق امسالی ات و ....
اصلا دوست خوب داره منقرض میشه ... داره از بین میره ... زیستگاهش کجاست ؟
یه بار یه صاحبدل عاشق این سوال رو پرسید ...
خانه دوست کجاست ... سهراب رو میگم
حتی در موردش شعری هم گفت ... شعرش رو با اشتیاق تا آخر خوندم تا به جواب این سوال مهم برسم و خوشحال بودم
ولی افسوس رهگذر هم نمیدونست، فقط گفت برو از یه کودک که در فلان جاست بپرس ...
سهراب عزیز ... سوال سختی پرسیده بودی
آخه شما آدرس دوست واقعی رو می خواستی
آگه همون اول می پرسیدی خونه دوست پلاستیکی کجاست ... رهگذر دستت رو میگرفت می برد پیششون ...
لال شم اگه دروغ بگم ...
دلم از دوست پلاستیکی ها گرفته ...
سهراب عزیز
دنیا پر شده از دوست پلاستیکی
[ باور نداری سر بچرخون ]
به دلیل علائق شخصی و دیگر مسائل این وبلاگ را با عنوان بهترین وبلاگ جهان ایجاد نمودیم تا با تلاش خود و کمک دوستان و همچنین استعانت از خداوند متعال بتوانیم وبلاگ خود را بسط و گسترش داده تا در نیل به این هدف آرمانی موفق شویم . لذا از هر گونه نظر یا انتقاد سازنده شما دوستان و بازدیدکننده های گلمان استقبال خواهیم کرد .