سوتی !
جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود….
وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.»
بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم
که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!!
گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم…
گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم…
وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.»
بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم
که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!!
گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم…
گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم…
ازین سوتی های ضایع ندیم جلو خانومااا
منبع : www.70salman.blogfa.com
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17:56 توسط بهترین بلاگر جهان ( سروش )
|
به دلیل علائق شخصی و دیگر مسائل این وبلاگ را با عنوان بهترین وبلاگ جهان ایجاد نمودیم تا با تلاش خود و کمک دوستان و همچنین استعانت از خداوند متعال بتوانیم وبلاگ خود را بسط و گسترش داده تا در نیل به این هدف آرمانی موفق شویم . لذا از هر گونه نظر یا انتقاد سازنده شما دوستان و بازدیدکننده های گلمان استقبال خواهیم کرد .