جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود….

وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.»

بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم

که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!!

گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم…

گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم…

ازین سوتی های ضایع ندیم جلو خانومااا


منبع : www.70salman.blogfa.com